تبلیغات
میدانه آزادی
قالب وبلاگ
میدانه آزادی
اینجا ایران است!سرزمینه من!جایی که ازادی فقط نامه یک میدان است ! 
نویسندگان


درد من درد ملتی است که بر بی فرهنگی اش می بالد. ملتی که از فرهنگ و اعتقادات تهی شده است و
تنها معلم آموزشی اش ماهواره است و تنها شبکه آموزشی اش فارسی
۱ که بدانها آموزش فرهنگ میدهد. 


چه فرهنگی؟فرهنگی که به کلاغها سبک راه رفتن کبک را می آموزد.

درد من جوانان میهنم است که برای بیگانگی از فرهنگ خود مسابقه گذاشته اند.

و دخترانی که باید پیام آوران شعور زینبی باشند، پیام آور فرهنگ بیگانه شده اند.

طوری که سرزمین ریشه دار من، مقام اول را در واردات و خرید لوازم آرایشی دارد.

درد من درد ملتی است که عالمانش از صبح تا شب غرق در عمیق ترین تفکراتند و نسبت به سرنوشت مردم
 

بی خبر.

درد من بعضی از قاضی های کشورم است که شکم هایشان را از بیت المال پر کرده اند و راه بی عدالتی را پیش گرفته اند.
 

نمیدانم چه بگویم تا سینه ام آرام شود، از کودکان و اینده سازان کشورم بگویم که در مهدکودک ها بدانها
 

اموزشِ از خودباختگی میدهند.

یا از روسپیگری که در کشورم بیداد می کند. میگفتم بدترین کشور کشوریست که در آن روسپیگر پیدا شود
 

وجامعه ام به این وضع دچار شده است
درد من درد ملتی است که سرانش غرق در مسائل سیاسی خویشند نه به فکر مردم.

درد من رسانه های کشورم است که در پشت برنامه هایی که برای مردم می سازد هیچ فکری نیست. رسانه که باید رسالتش را در جهت رسیدن به درد مردم قرار بدهد برای پرکردن وقت مردم تلاش میکند.

درد من هنرمندان سرزمینم هست که هنر را به سخره گرفته اند و بیشترین خودباختگی فرهنگی از این قشر بی سواد به فرهنگِ خویش وارد این کشور میشود.

درد من اساتید دانشگاه است که دنبال ترجمه هستند و در تدریسِ سر کلاسشان بیشترین افتخارشان به تعداد واژگان لاتینی است که بکار میبرند و نسبت به هنر تألیف و رسیدن به فرهنگ مردم بی اعتنایند و تنها بدنبال بفروش رسیدن آثار خویشند.

درد من درد ملتی است که روح ایمان در آنها رنگ باخته و از درون پوچ شده اند و بیگانه راحت هر چیزی را بخواهد بدانها می آموزد و آنها را از خویشتن بی خویش می کند.

درد من درد ملتی است که خودش را تابع قرآنی میداند که در آن نوشته است من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر خودشان بخواهند ولی اینان بجای اینکه خویش و جامعه را اصلاح کنند فریاد بیا مهدی بیا مهدی بیا سر میدهند. مهدی را برای چه میخواهند؟؟ من و تو که نمیتوانیم از حق خودمان دفاع کنیم و حق را ناحق می کنیم مهدی را برای چه می خواهیم؟؟ مهدی برای چه امیدی بیاید؟مسلمانان زمان علی شمشیر به فرق امام زمانشان میزنند، ما با شمشیرهای آخته به کدامین سو رهسپریم ؟؟

درد من درد ملتیست که جوانانش انتظار را به سخره میگیرند و همان چیزهایی بر زبانشان جاریست که منادیان غرب بدانها می آموزند ولی خوب نمی دانند آنانی که انتظار من و تو را به سخره میگیرند خودشان منتظرند!! اینقدری که یهود برای ظهور ماشیح تلاش میکند هیچ مسلمانی برای آمدن مهدی تلاش نکرده است ؟؟آنقدری که شیطان پرستان برای لوسیفر تلاش میکنند هیچ مسلمانی برای امدن مهدی تلاش نمیکند ؟؟"چقدر ناحق ها در ناحق خود متحدند و چقدر حق ها در حق خود متفرق.

درد من درد ملتی است که همیشه در احترام به بزرگتر پیشگامِ همه ی ملت ها بودند ولی امروزه کوچکترهایمان به بزرگترها احترام نمیگذارند و فرهنگ و اعتقادات آنها را مسخره میکنند.

درد من درد ملتیست که در محضرهایشان بیشترین طلاق وجود دارد و درد کودکان بی سر سامانی که معلوم نیست در آغوش چه کسی بزرگ می شوند.

درد من درد جوانان میهنم است که در پارک های خلوت شهر به هر گونه اعتیاد خود را مشغول کرده اند و بهترین نیرو های کشور در این مکانها بدنبال تزریق مواد هستند. نیروی جوانی که باید در جهت ساخت کشور باشد. مگر جنگ چیست؟؟جنگ مشغول کردن ِ جوانان کشور به انواع فساد است.

درد من زن و مرد جامعه ام است که از باهم بودن خسته شده اند و هر دو بدون هیچ تعهدی نسبت به همدیگر هوس های خویش را به بطن جامعه کشیده اند.

خیلی ها دم از علی میزنند.

دم از علی میزنی؟ علی که شب ها با کوله باری از درد مرهم زخم های درد مندان بود.

دم از علی میزنی؟ علی که در مرکز حکومتش از پای زنِ یهودی خلخال در اورده بودند فرمود اگر مسلمانی از این درد بمیرد چه جای سرزنش است ؟!

آن علی که در کفش هایش به اندازه ی مشکلات مردم وصله بود .

دم از علی میزنی؟ میخواهی برای مردم عدالت بیاوری ؟؟این چه عدالتیست؟؟ترسم این عدالتت ظهور مهدی موعود را عقب بیندازد توی که در حرفت همیشه دم از او میزنی و فقط دم از او میزنی.

درد من گرانیست که بقول امام علی که فرمود:اگر فقر از در خانه وارد شود ایمان از پنجره بیرون میرود!!

درد من آیندگانند که اگر بخواهند روزی به فرهنگ امروزی کشورم بنگرند،ترسم بگویند پیشنیان ما فرهنگ ریشه ی ما را نابود ساخته اند ترسم فرهنگ خودباختگی این نسل و نسل های آینده را تباه کند.

درد من روشنفکران کشورم است که روشن فکری را در بیگانگی از فرهنگ خویش خلاصه کرده اند.

این درد ها قلبم را می فشارد و روحم را می آزارد ای کاش در این عصر به دنیا نمی آمدم تا این ننگ ها را در فرهنگ خویش نمی دیدم.

بعضی از زنان جامعه ام که با این جامه ها می گردند اگر عریان می گشتند بسی سنگین تر بود. زن در زبان هنر به معنی سرزمین است با کدامین زنان سرزمینم را معرفی کنم!! یاد حرف آن دانشمندی افتادم که به ایران آمده بود "میگفت اگر زنان ما حجاب ندارند ولی درست راه می روند اما زنان شما باحجاب هایشان هم عشوه گری می کنند" این هست اوج ذلت فرهنگی!!آیا اینان حجاب دارند که دم از آن میزنند بخدا بعضی از اینان اگر چادر از سر بردارند باحجاب تر میشوند.

امرسون میگفت تمدن یعنی نفوذ زنان پاکدامن!

گاندی میگفت" زن با اینكه به ظاهر درصدد آزادی برآمد، ولی در خطر جدیدی قرار گرفت و آن خطر ، بازیچه قرار گرفتن و وسیله هوس رانی های مرد شدن است . من ترجیح می دهم نسل انسان نابود شود تا اینكه بماندو با تبدیل زن یا ظریف ترین مخلوق الهی به یك وسیله عیاشی و شهوت رانیِ مرد،از هر حیوانی پست تر گردد" نمیدانم زنان کشورم از دیر باز به عفیف بودن معروفند ولی امروز چرا برخی از زنان اینقدر از اصل خویش فاصله گرفته اند.

درد بسیجیانی است که باید برای اصلاح جامعه شان بسیج شوند و مردم را برای اصلاح جامعه شان بسیج کنند خود عامل انحراف شده اند.

دردمن حاجیان کشورم هست که هرسال عازم حجند و فردا لباس اسلام به تن میکنند و برعلیه آن راه می روند اینان به کدامین حج میروند؟ به کدامین انسان سازی تلاش میکنند؟ آیا فلسفه ی حج را نمیدانند ؟ تا مسلمانان از همه جای جهان به یک جا گرد آیند و از درد و رنج هم آگاه بشوند اینجا مکه است باید به تو شعور بیاموزد توی که کرو کور پا به این وادی نهادی به دین کدامین پیامبری!!ای حاجی آیا حج تو و خرید فروش ربایی که در بازار راه انداختی به یک جا گرد می آید توی که تضادها را در خود جمع کردی و اسلام را هر کجا که بضررت بود رها کردی این مرا می آزارد!! که تو به حج رفته بودی تا از خود محوری خارج شوی و بیاموزی که نباید به هیچ کسی بندگی کنی حتی نفس خود، بندگی فقط مخصوص خداست.

درد من موسیقی کشورم است روزی به خوانندگان مجوز نمی دانند ولی امروز به رانندگان مجوز میدهند این شعرهای شاعران و خوانندگان که جدایی، خیانت، افترا را به فرهنگ جامعه تقدیم می کنند آیا کسی نیست اینها را کنترل کند؟؟ موسیقی و شعر باید در خدمت مردم و فرهنگ مردم باشد. بعضی از این خوانندگان رپ و پاپ تیشه به ریشه ی فرهنگ شعری و موسیقی میزنند. بعضی از این شاعران و خوانندگان نه درد مردم دارند و نه درد فرهنگ و نه بفکر شعور شعری اند شعر و موسیقی را به بی راهه کشیده اند .

درد من درد جست و جو در سایت های غیر اخلاقی و مخالف فرهنگ ایرانی است که هرچه بنام ایران جست و جو میکنم برایم تصاویر جنسی که در آن زن را ابزار کرده اند می آورد. آنهای که میخواستند از تهران اندلسی دیگر بسازند چه خوب اندیشیده اند و جوانانش را به سکس مشغول کرده اند که کشورم در جست و جوی اینترنی در این موضوع مقام اول را دارد.

از طرفی هجوم مردم به سمت رسانه های خارجی بسی نگران کننده است ولی از طرفی چاره ی ندارند نباید در این عصر مصرف گرایی از مد مصرف عقب بیفتند.

و مردمان کشورها را مشغول کرده اند تا خویشتن به مقاصد خودشان برسند. یه عده طرفدار اقتصادند ، یه عده طرفدار علم ،موسیقی ، فیلم و یه عده طرفدار اندیشه همه مشغولند و انسان را یک بعدی درآورده اند همانطور که میخواستند!!

وفوتبال اصلی ترین سرگرمی انسان امروز است. در بازی یورو2012 بین ایتالیا و آلمان برگزار شد. آلمان گل دوم را خورد قطره ی اشکی در چشمان یک زن آلمانی حلقه بست گفتم خدایا مردمان احساسات انسانی خویش را در چه راههای بی ارزشی صرف میکنند کاش قیمت این احساسات را میدانستند.

در کشور خودم همه جوانان دغدغه ی اصلیشان را لیگ برتر قرار میدهند و به پشت ورزشگاه ها هجوم می آورند و بعد از بازی با هزاران کلمه رکیک ورزشگاه را ترک میکنند. این فرهنگِ مردمِ ورزش دوست است ؟؟!!من خود طرفدار تیم هستم طرفدار بازیکن هستم ولی میدانم که نباید در بازیشان غرق شوم که زیرا خود نیز به بازی گرفته میشوم.

همه در بوجود آمدن این وضعیت مسئولیم همه باید بپا خیزیم آن روحانی که ۴تا صیغه دارد و از اسلام فقط همین را به ارث برده است و یا آن کسی که در برخی شبکه های اجتماعی دینش را اسلام و مذهبش را شیعه قرار میدهد و صفحه ی فیس بوکش پر است از تصاویر و فیلم غیراخلاقی و یا جوانی که میگوید ایرانیم ولی دردهای کشورش را در سایت های اجتماعی بیان میکند. اول باید بدانیم به هیچ خارجی ربطی ندارد که در کشور من چه میگذرد. دوم آنهای که در شبکه های ماهواره ی مرسی مرسی میکنند باید خوب بدانند که اول زبان کشورشان را بیاموزند بعد بگویند ما درد کشورمان را داریم.

حال این کشور و دینش اسلام و مذهبش شیعه که وقتی در دست مجریان حقیقت بینش بود پیشرو بود و حال، همیشه حقیقت را فدا کردیم و گفتیم مصلحت، مصلحت.

و این دین و این کشور با مذهبش شیعه که آرمان من در آنست و یادآور علی وحسن و حسین و فاطمه است شده بازیچه تند روان و کند روان .

ای آنانی که میخواهید اسلام را اجرا کنید چرا اینقدر از اسلام فاصله گرفته اید؟؟چرا برای از بین بردن آرمانهای جوانان دیروز کشورم که بخاطر اینکه دین حقیقی اجرا شود فدا شدند و خونشان در راه دین و دفاع از کشور ریخت بسیج شده اید. ای بیغیرتان از آنان غیرت بیاموزید که وصیت نامه هایشان با شماها حرف میزند!!

این انحراف همان انحرافی بود که بعد از رحلت پیامبر گریبانگیر جامعه اسلامی بود!!

دین از سیاست جدا نیست سیاست از ارکان دین است و در دین فریب و دروغ نیست. سیاست باید در خدمت مردم و کمال مادی و معنوی آنان باشد.

ولی ناچارم کردید برای حفظ دینم شده باید بگویم نیرنگ و دورغ خود را به دین نچسبانید و چربی های شکمتان را آب کنید تا شاید کودکی در خرابه ی یک شب سیر بخوابد


[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ setareh ღ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ



امیدوارم بعد از خواندن مطالبه وبلاگم از وقتی که براش صرف کردین پشیمون نشید!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
دریافت همین آهنگ